علل و زمینه‌های پیدایش فیلترینگ

گسترش اینترنت زمینه‌ای را پدید آورد که طیف وسیعی از اطلاعات بتوانند بدون هیچ گونه محدودیتی در سراسر جهان منتشر شود. از طرف دیگر طیف مخاطبان اینترنت هم به همان اندازه محتویات آن وسیع و مختلف بود. دسترسی بی حد و حصر به اطلاعات و این حقیقت که هر کسی به هر گونه اطلاعاتی دسترسی داشته باشد بسیاری را به هراس انداخت و انتقادات شدیدی را به همراه آورد.


گروهی از منتقدان کسانی بودند که به محتویات غیر اخلاقی اینترنت اعتراض داشتند و آن را خصوصاً برای جوانان و نوجوانان مضر و منحرف کننده میدانستند. گروه دیگر حکومتهایی بودند که تاب سخن مخالفان را نمی‌آوردند. این حکومتها سالها بود که با بسته و محدود نگه داشتن جامعه تحت سلطه‌شان و اعمال سانسور بر رسانه‌های سنتی نظیر مطبوعات و روزنامه‌‌ها سعی داشتند تفکر و ایدئولوژی خود را بر مردمانشان تحمیل کنند و به همین منظور با هرگونه تجدد و دگر اندیشی که مخالف با امیال آنها بود به شدت برخورد میکردند. تعجب ندارد که این قبیل حکومتها اینترنت و انتشار خارج از کنترل اطلاعات را تهدیدی جدی برای موجودیت خود تلقی کنند و با آن به مبارزه برخیزند. از آنجایی که اکثر این حکومتها سعی داشتند، برخلاف ماهیت ذاتیشان از خود وجهه‌ای دمکرات و آزادی خواه به نمایش بگذارند، نمی‌توانستند دلیل اصلی مخالفت خود را با تبادل آزاد اطلاعات ابراز کنند. این بود که آنها نیز به گروه قبلی پیوستند و لوای مبارزه با فساد و مطالب غیر اخلاقی را سر دادند.به هر حال برای هیچ یک از دو گروه از اینترنت گریزی نبود. در واقع دستاوردهای علمی و فرهنگی اینترنت آنقدر شگرف بود که چشم پوشی از آن به راحتی میسر نمی‌شد. از آنجایی که اینترنت شبکه‌ای جهانی بود و بر اساس ساختار آن، هیچ گروه یا دولتی نمی‌توانست بر مطالبی که در آن انتشار میابد نظارت کامل داشته باشد، کم‌کم این ایده شکل گرفت تا به جای کنترل انتشار مطالب، بر دسترسی و استفاده افراد از اینترنت نظارت شود.از اینجا بود که واژه‌ "فیلترینگ" وارد فرهنگ اینترنت شد. فیلترینگ در لغت به معنای پالایش و زدودن ناپاکیهاست و در فرهنگ اینترنت به معنی جلوگیری از دسترسی کاربران به سایتهایی است که حاوی مطالب ناشایست هستند که البته تعریف خود کلمه ناشایست مورد اختلاف نظر شدید میباشد.برعکس آنچه ابتدا تصور می‌شد، فیلترینگ در زمینه مبارزه با فساد و مطالب غیر اخلاقی چندان موفق عمل نکرد و نه تنها نتوانست کاملاً جلوی انتشار این قبیل مطالب را در اینترنت بگیرد بلکه با خود مشکلات غیر منتظره‌ای را به همراه آورد که زمینه‌ساز انتقادات و حتی مخالفتهای شدیدی گشت.مهمترین نقطه ضعف سیستمهای فیلترینگ این بود که از طریق نرم‌افزارهای کامپیوتری به اجرا گذاشته می‌شد. جای تعجبی ندارد که این سیستمها به علت ماهیت ماشینی‌شان هیچ درک و فهمی از نوشته‌ها و مطالب انسانی نداشته باشند و کورکورانه عمل کنند. مثلاً در بعضی وب سایتها، خصوصاً سایتهایی که خدمات وبلاگ نویسی ارائه میدهند، ممکن است صدها و شاید هزاران مطلب وجود داشته باشد که تنها درصد کمی از آنها دربر دارنده نکات غیر اخلاقی باشد. از آنجایی که سیستمهای فیلترینگ قادر به افتراق این موارد نیستند، دسترسی به کل سایت را مسدود میکنند و به این ترتیب باعث غیر قابل استفاده شدن حجم عظیمی از اطلاعات و مطالب ارزشمند میشوند.مشکل بعدی فیلترینگ به این موضوع برمی‌گشت که کاربران اینترنت را طیف وسیعی از افراد تشکیل میدادند. از کودک ۷ ساله گرفته تا پیرمرد ۷۰ ساله و از یک فرد کم سواد گرفته تا یک استاد مجرب دانشگاه و همچنین افرادی با جنسیت مختلف، مذاهب گوناگون و سطوح فکری متفاوت. واضح است که افراد مختلف، نیازهای متفاوت داشته باشند و چه بسا مطالبی که برای یک عده مضر و گمراه کننده محسوب میشود برای عده‌ای دیگر مفید و حتی ضروری باشد. ولی سیستمهای فیلترینگ این قابلیت را نداشتند که این تفاوتها را متوجه شوند و به همین سبب، همه را به یک شکل تحت سانسور قرار میدادند.معمولاً، سایتهایی غیر اخلاقی در نظر گرفته میشوند که حول و حوش مسائل جنسی و ابتذال دور میزنند. از آنجایی که محتویات این سایتها کم و بیش مشابه است، امکان فیلتر کردن کامل آنها وجود ندارد. زیرا هر روزه صدها عدد از این سایتها تأسیس میشوند و عملاً این امکان برای فیلتر کنندگان وجود ندارد تا همه آنها را شناسایی و مسدود کنند. در سخت‌ترین سیستمهای فیلترینگ، حتی یک کاربر کم تجربه به کمک موتورهای جستجو میتواند در کمتر از ده دقیقه به یکی از این سایتها دسترسی پیدا کند. به همین جهت، متأسفانه اغلب قربانیان فیلترینگ، کاربرانی هستند که مایلند از اینترنت به نحو شایسته‌ای استفاده کنند.با توجه به مطالب فوق به نظر میرسد فیلترینگ بیش از آن که توانسته باشد اینترنت را از ناپاکیها پاک کند، وسیله‌ای شده است برای اعمال سلیقه در دست حکومتهای خودکامه. این موضوع را با توجه به گسترش جغرافیایی فیلترینگ، بهتر میتوان متوجه شد. چنانکه واضح است فیلترینگ در کشورهای عقب افتاده‌ای به اجرا گذاشته شده که کارنامه‌ای سیاه در حقوق بشر دارند و تقریباً هیچ کشور پیشرفته‌ و آزادی را نمیتوان پیدا کرد که عموم شهروندان خود را از دسترسی آزاد به اطلاعات محروم کرده باشد. البته لازم به توضیح است که در کشورهای غربی نیز فیلترینگ تا حدودی مورد توافق قرار دارد ولی حوزه آن به شدت محدود و مربوط به سایتهایی میشود که اقدام به پخش تصاویر مستهجن و مطالب غیر اخلاقی میکنند. در این کشورها دولت به هیچ وجه وارد وادی فیلترینگ نشده و این کار صرفاً توسط برخی سرویس دهندگان اینترنت (ISP) انجام میگیرد. والدینی که نگران سلامت کودکان و نوجوانان خود هستند از این گونه ISPها اشتراک اینترنت تهیه میکنند.در کشورهایی که فیلترینگ اجرا میشود دیر یا زود هر کاربر اینترنتی این مسئله را تجربه میکند که سایت مورد نیازش به غلط فیلتر شده است. از آنجایی که در اکثر این کشورها هیچ مقام و مرجعی برای اعتراض وجود ندارد، برای کاربر دو راه بیشتر باقی نمی‌ماند. یا تسلیم شود و اجازه دهد حاکمانش در مورد خیر و صلاح او تصمیم بگیرند یا این که بر خواسته خود پا فشاری کند و سعی کند خود را از چنگال دیکتاتوری و سانسور بیرون بکشد.فطرت انسان به گونه‌ای است که از هر نوع محدودیت و سلطه‌ای میگریزد، حتی اگر آن محدودیت از روی خیرخواهی وضع شده باشد. از این رو، بسیاری از کاربران در مواجهه با سانسور راه دوم را در پیش گرفتند و سعی کردند به هر نحو ممکن، آزادی از دست رفته خویش را باز پس‌گیرند. به این ترتیب بود که به موازات شکل گیری و گسترش فیلترینگ، فرهنگ مبارزه با فیلترینگ نیز شکل گرفت.خوشبختانه طراحی اولیه اینترنت در کشورهایی انجام گرفته که در آنها تفکر ارتجاعی و قیم مأبانه جایی ندارد. در این کشورها انسان به عنوان موجودی صاحب عقل و خرد در نظر گرفته میشود که قادر است خیر و شر خود را تشخیص دهد. بر همین اساس، ساختار اینترنت بر پایه تبادل آزاد و بدون نظارت اطلاعات طراحی شده است و در واقع، سیستمهای فیلترینگ اجزا تحمیل شده به اینترنت هستند که با دیگر ساختارهای آن تطابق کامل ندارند. این ناسازگاری، راههای فرار متعددی را بوجود آورده که کاربران میتوانند از آنها برای دور زدن و عبور از سد فیلترینگ بهره بگیرند.ولی به هرحال باید توجه داشت که فیلترینگ و مبارزه با فیلترینگ یک جدال تمام نشدنی است. در یک سوی میدان حاکمان و صاحبان فیلترینگ قرار دارند که سعی میکنند با بهره‌گیری از تکنولوژیهای جدید، هرچه بیشتر راههای فرار را بر کاربران ببندند و حلقه سلطه را بر مردمان خود تنگ‌تر کنند و در سوی دیگر میدان، کاربرانی وجود دارند که تلاش میکنند با شناسایی و بهره‌گیری از نقاط ضعف سیستم، آزادی از دست رفته‌شان را باز پس‌گیرند.چیزی که مسلم است این است که هیچ یک از طرفین به عنوان برنده مطلق از میدان بیرون نخواهد آمد و هر عملی با عکس العمل طرف مقابل پاسخ داده خواهد شد. لذا بهتر است بجای عبارت "مبارزه با فیلترینگ" از عبارت "مقابله با فیلترینگ" استفاده شود. زیرا این یک جنگ مجازی و در دنیایی مجازیست و کسانی که حقیقتاً میخواهند با فیلترینگ و سانسور مبارزه کنند باید با ریشه‌های آن که ن‍شأت گرفته از کوته فکری و استبداد است در دنیای واقعی به مبارزه برخیزند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر