در صدر اسلام و پس از مرگ محمد هر کدام از ياران او بر حسب توانايي خود قرآنی نوشتند

جمع آوری قرآن برای برخی از مسلمانان در آن زمان چنان اهميت داشت که حتی عده ای از صحابه از ديگران می خواستند که برای آنها قرآنی بنويسند .اما در اين ميان چند قرآن طرفداران زيادی داشت از جمله قرآن عبدالله ابن مسعود ،قرآن ابی ابن کعب، قرآن ابو موسی اشعری و قرآن ابن اسود .تمامی اين قرآن ها در بسياری موارد با يکديگر اختلافاتی داشتند و هيچ کدام مثل بقيه نبود ند و آين اختلاف در قرآن های رايج بشدت موجب تفرقه بين مسلمانان می شد و هر گروهی قرآن خود را درست و ديگر قرآن ها را واقعی نمدانستند و اين امر گاها موجب درگيری شديد بين آنها می گشت . واضح است اگر اختلاف جزيي بود هيچگاه موجب نزاع و درگيری شديد بين مسلمانان نمی شد و همان طور که در آينده خواهم اختلافات بسياری در بين قرآن های رايج در آن زمان بوده است .در تاريخ آمده است فردی بنام حذيقه ابن سعيد ابن عاص که شاهد اين درگيری ها بوده نزد عثمان می رود و به او هشدار می دهد که اگر اقدام عاجل به عمل نياورد بين مسلمانا ن جدايي خواهد افتاد و عثمان بشدت بفکر رفته و حال شايد بدليل حفظ دستگاه خلافت خود يا به هر دليل ديگری عزم خود را جزم می کند که قرآن ها را يکسان کند که شرح اين ماجرا را را بطور کامل در آينده خواهم گفت .
بعد از يکسان سازی قرآن توسط عثمان تمامی قرآن ها ديگر سوازنده شد و داشتن هر قرآن ديگری در آن زمان جرم محسوب می شد و دستگاه خلافت بشدت در از بين بردن ساير قرآن های ديگر سعی وافر نمود و هر قرآن ديگری غير از نگارش مورد قبول حکومت عثمان سريعا از بين برده می شد و هر گونه مخالفتی هم بشدت سرکوب می گرديد بعنوان مثال ابن مسعود که از تحويل قرآن خود که قرآن بسيار معتبری هم بوده اجتناب می کند و عثمان دستور می دهد او را از پا گرفته و چنان بر زمين می کشند که دنده های او می شکند مجسم کنيد وقتی با اين فرد که چنان مقام شامخی چنين کنند حساب کار دست عوام آمده بود که موضوع يکسان سازی جدي است .نسل های حاکم بعد از او هم با همين سياست برای حفظ يکپارچگی حکومتشان همين کار را ادامه می دهند . يکی از قرآن های معروف در زمان صدر اسلام قرآن ابی ابن کعب بوده است اين قرآن با قرآن امروزی از جهاتی متفاوت بوده است .آخرين نسخه ای که از اين قرآن ديده شده مربوط به قرن سوم می باشد .

به روايت ابن نديم دوازده سوره كه عبارتند از: سوره‏هاى عنكبوت، لقمان، دخان، ذاريات، طور، قمر، تحريم، سئل سائل، مزمل، مدثر، بلد و عصردر قرآن ابی ابن کعب وجود نداشته است البته در کتاب الاتقان از هفت سوره ديگر ياد می شود که در قرآن های امروزی وجود نداشته است

اما دو سوره در قرآن ابی ابن کعب وجود داشته که در قرآن های امروزی وجود ندارد آن دو سوره «خلع‏» و «حفد»هستند که به ترتيب سوره های 90 و 92 در اين قرآن می باشند
سوره «خلع‏»:
بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم انا نستعينك ونستغفرك. ونثني عليك ولانكفرك. ونخلع ونترك من يفجرك;

به نام خداوند بخشنده مهربان. خدايا! فقط از تو يارى و آمرزش مى‏خواهيم. تو را سپاس مى‏گوييم و بر تو كفر نمى‏ورزيم. و كسانى را كه گناه كنند رد نموده و ترك مى‏كنيم.

سوره «حفد»:
بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم اياك نعبد. ولك نصلي ونسجد. واليك نسعى ونحفد. نخشى عذابك. ونرجو رحمتك. ان عذابك بالكفار ملحق;

به‏نام خداوند بخشنده مهربان. خدايا! فقط تو را مى‏پرستيم. و فقط براى تو نماز مى‏خوانيم و به سجده مى‏رويم. و تنها به سوى تو قدم برداشته و مى‏شتابيم. از عذابت مى‏ترسيم. و به رحمتت اميدواريم. قطعا عذاب تو به‏كافران خواهد رسيد.
تعداد سوره ها در اين قرآن را 116 سوره می دانند(در منابع تاريخی مختلف اعداد مختلف ذکر می کنند ) که متاسفانه اين قرآن از بين رفته و ديگر معلوم نيست که چه سوره های ديگری در اين قران بوده که امروز در قرآنهای موجود نيست .
تدوين کنندگان قرآن در دومين مرحله يکسان سازی قرآنها توسط خليفه سوم اين دو سوره را دعا دانسته و آن را از قرآن حذف می کنند .
وبسياری معتقدند که اين دو سوره بيشتر دعا است زيرا از زبان انسان به خدا سخن گفته شده است .عده ای هم معتقدند که محمد اين دعاها را در قنوت مى‏خوانده است و ابى براى آن كه فراموش نكند اين دو دعا را در مصحفش نوشته‏است. اما كسانى كه پس از او آمده‏اند گمان‏كرده‏اند كه جزو مصحف او بوده است . البته در اين صورت اين سوال بوجود می آيد که پس چرا ابی اين دعا ها را در سوره های 90 و 92 قرار داده !!
واقعا در اين مورد ابهامات زيادی وجود دارد که در حوصله اين بحث نيست .

اما يک سوره از قرآن را که مطمئنم همگی آن را حفظ هستيد را می نويسم بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العلمين .آلرحمن الرحيم .ملک يوم الدين .ايا ک نعبد و اياک نستعين .اهدنا الصراط المستقيم .صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم ولا الضالين
بنام خداوند بخشنده مهربان
ستايش خدای را که پروردگار جهان است بخشنده و مهربان است مالک روز جزاست تنها تو را می پرستيم و از تو ياری می جوييم . ما را به راه راست هدايت فرما راه آنانی که بر انها نعمت داده ای نه راه آنانی که بر انها خشم گرفته ای و نه گمراهان .
اين سوره هم همانند دو سوره بالا به دعا بيشتر می ماند تا به سوره .
اين سوره بيشتر کلام محمد است تا کلام خدا .آيا خدا از کسی می خواهد تا او را به راه راست هدايت کند ؟از چه کسی چنين چيزی را می خواهد ؟خدا در اين سوره از جه کسی ياری می جويد ؟خدا چه کسی را می پرستد ؟با تعريفی که اسلام از خدا دارد پس کلام خدا نيست.اگر کلام خدا نيست يعنی قرآن کلام خدا نيست !!! اگربگويند خدا از زبان انسان سخن گفته پس چرا هيچ اشاره ای که چنين چيزی را نشان دهد در اين سوره نيست مثلا

سوره الناس را بخوانيم
بسم الله الرحمن الرحيم
قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس من شر الوسواس الخناس الذی يوسوس فی صدور الناس من الجنته و الناس

بنام خداوند بخشنده مهربان
بگو پناه می برم به پروردگار انسانها پادشاه انسانها اله آدميان از شر شيطان وسوسه گر که وسوسه می اندازد در دل انسانها خواه او از جنس انسان باشد خواه از جنس جن
در اين سوره تفاوت فاحشی با سوره قبل می بينيم و آن اين است که در اين سوره هم ظاهرا خدا از زبان انسان سخن گفته ولی همانطور که می بينيم کلمه قل يعنی ((بگو ))در ابتدای سوره آمده است . اين موضوع که خدا از زبان انسانها سخن گفته بارها در قرآن آمده است پس اگر اين سوره خدا از جانب انسانها سخن می گفت بايد کلمه قل در ابتدای اين سوره می آمد ولی در سوره فاتحه الکتاب چنين چيزی ديده نمی شود و اين موضوع اصالت اين سوره را زير سوال می برد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر