بیماری خاموش زندگی زناشویی

ازدواج پیوند مقدسی است برای با هم بودن . شریک زندگی هم شدن اما در تمام شرایط . انتخاب شریک زندگی مهم ترین انتخاب زندگی است چون نتیجه ی خوب یا بد آن بر دیگر شئون زندگی فرد تاثیر می گذارد.
همانطور که برای هر انتخابی در زندگی قوانین و راهکارهایی وجود دارد که به گزینه ی بهتر بیانجامد در مورد ازدواج هم چنین است و ما در بخش جوان و ازدواج به تفصیل راجع به آن صحبت کرده ایم .
اما قبل از انتخاب ، آمادگی دختر و پسر برای پذیرش نقش های جدید بسیار مهم است. اگر هر کدام از طرفین بدون کسب توانائی های لازم برای زندگی خانوادگی وارد این عرصه بشوند ، در خوشبینانه ترین شکل آن بعد از طی چند سال کشمکش و آزمون و خطا بالاخره رفتارهای مناسب برای موفقیت در زندگی مشترک را خواهند آموخت. اما در خیلی از موارد این اتفاق نمی افتد و اگر با حفظ ظاهر کنار هم زندگی کنند ، باز هم در حقیقت همدیگر را تحمل می کنند.
اولین قدم برای داشتن ازدواجی موفق ، تشکیل خانواده در زمانی است که دختر و پسر به بلوغ عاطفی رسیده اند و شناخت صحیحی از ازدواج دارند.البته داشتن آمادگی روحی برای پذیرش زندگی جدید نباید بهانه ای شود که دختر و پسر از ازدواج شانه خالی کنند. خداوند در آیه ی 21 سوره ی روم فرموده اند:و من آیاته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا الیها و جعل بینكم مودّة و رحمة )از نشانه هاى او این است كه از خود شما جفتهایى براى شما آفرید تا نزد ایشان آرامش یابید, و میان شما دوستى و مهربانى برقرار ساخت. خداوند وعده داده اند که محبت بین همسران ایجاد می شود.
دختر و پسر با کسب مهارت های لازم بهتر است رویا پردازی و تخیل را کنار بگذارند و نسبت به جامعه و خانواده شان و انتظارات و نقش هایی که در آینده باید ایفا کنند ،شناخت کامل داشته باشند. برای مثال دختر خانومی که در جامعه ای مثل ایران قصد ازدواج دارد باید بداند که حتی اگر تحصیلات بالا و موقعیت کاری خوبی هم داشته باشد اما باز نیازمند فنون کدبانو گری است و این که باید توانایی مدیریت صحیح در روابط خود با خانواده ی همسرش راداشته باشد زیرا در کشور ما پسر ها حتی بعد از ازدواج پیوند های عمیقی مخصوصا با مادرشان دارند.
قدم بعد انتخاب صحیح کسی است که او هم آمادگی پذیرفتن زندگی مشترک با تمام خوبی ها و البته سختی هایش را دارد . انتخاب مناسب هم برای هر کسی تعریفی مخصوص خود او را دارد. اینچنین نیست که بتوان از روی یک نسخه ی واحد عمل کرد. البته کلیاتی مانند صداقت ،نجابت ،استقلال و ... وجود دارد اما هر کس با توجه به خصوصیات فردی و خانوادگی خود ، باید نیمه دیگر خود را انتخاب کند.
گاهی دو نفر بدون شناخت مناسب از روحیات ،خواسته ها ،نیاز ها ،باید و نباید ها و خلاصه بدون تشابه فرهنگی با هم ازدواج کرده و بعد از مدتی برای بهتر شدن ارتباط شان نفر سوی را هم وارد زندگی شان می کنند .و این بزرگ ترین اشتباه ممکن است زیرا دختر و پسری که مهارت لازم برای زن و شوهری را ندارد در یک ارتباط بیمار ، خود را وارد عرصه ای می کند که باید نقش مهم پدر و مادری را نیز بپذیرند . کاملا طبیعی است که فرزند این خانواده نیز نتواند در زیر چتر حمایتی والدین خود تبدیل به یک انسان توانا با بهداشت روانی بالا گردد. و با احتمال زیاد خود او زمانی که قرار باشد وارد زندگی مشترک گردد فاقد مهارت های لازم جنسیت خود خواهد بود. زیرا بهترین زمان برای یاد گیری این مهارت در کودکی از طریق همانند سازی با والد هم جنس خواهد بود حال اگر این والد همجنس خود رفتار های صحیح در ارتباط زناشویی رانداشته باشد ،آنوقت چه می شود؟بدیهی است که این چرخه ی معیوب ادامه می یابد.
همیشه شکست در ازدواج به طلاق قانونی نمی انجامد خیلی از زوج هایی که می شناسیم هرچند از یکدیگر جدانشده اند اما در حقیقت زندگی جداگانه ای دارند. آن ها در یک خانه زندگی می کنند اما جدا از هم تصمیم می گیرند، تفریحات جدا گانه ای دارند ، با هم گفتگو نمی کنند ، از حال هم با خبر نیستند و در یک کلام دنیایشان با هم متفاوت است .
هر چند کارشناسان پیشنهاد می کنند برای آنکه بهداشت روانی فرد به خطر نیفتد ،بعد از ازدواج هم شخص بتواند ساعاتی را برای خودش داشته باشد و لزومی ندارد تمام کارها و تصمیماتش را با طرف مقابل در میان بگذارد اما این استقلال حد و مرزی دارد و اگر این حدود شکسته شوند آنوقت کم کم دو نفر از هم دورتر ودورتر شده و بااینکه در یک خانه زندگی می کنند ، همخانه های یکدیگر می گردند.
تحمل این شرایط (طلاق عاطفی) برای زن و شوهر بسیار سخت است و احتمال خیانت به تعهد زناشویی را بالا می برد اما بیشتر از زن و شوهر ، فرزندان در این محیط آسیب می بینند و ارتباط سرد والدین ، محیط خانواده را برایشان نا مطلوب می کند.
همانطور که گفتیم دو مرحله ی آمادگی و انتخاب صحیح در موفقیت ازدواج نقش زیادی دارد. اما روش ادامه ی مسیر و خسته نشدن در نیمه ی راه و با بروز مشکلات ، بسیار مهم است . هنگامی که صیغه ی عقد جاری می شود و دو نفر برای تمام عمر با هم پیمان می بندند ، مانند زمانی است که سوت آغاز مسابقه به صدا در می آید. مسابقه ای با هدف خوشبختی و مدت زمان تمام عمر. توجه به قسمت دوم بسیار مهم است. یعنی تلاش در یکسال و دوسال و ده سال به تنهایی نتیجه نمی دهد بلکه تمام لحظه ها و ساعت ها و روز هایی که از عمر فرد باقی مانده ، باید خود را در مسابقه حس کند.
این مسابقه مانند هر کار تیمی دیگر نیاز به هماهنگی تمام اعضا دارد . اگر تیمی با توانایی های فردی خوب شروع به کار کند ،ابتدای راه را هم به خوبی انجام دهد اما در میانه ی راه خسته شود و یا اهداف مسابقه را فراموش کند ، ناگزیر شکست می خورد.
اگر زن و شوهر در آغاز مراقب رابطه شان باشند اما به مرور فراموش کنند که چه وظایفی را دارندو برای تداوم رابطه زناشویی باید چه رفتارهایی را داشته باشند ، محیط خانه شان روز به روز سرد تر خواهد شد.
برای هیچ کس مطبوع نیست در کنار کسی زندگی کند که دوستش ندارد . همسرانی که از هم دور می شوند ، با حسرت از روز های اول آشنایی شان یاد می کنند و غبطه ی زندگی زن وشوهر های صمیمی را می خورند اما خوشان برای رسیدن به این مهم تلاش نمی کنند.
تبیانی های عزیز ، اگر هنوز ازدواج نکرده اید ابتدا خود را برای پذیرفتن نقش های جدیدتان آماده کنید و در هنگام انتخاب دقت داشته باشید و اگر انتخاب کرده و زندگی تان را تشکیل داده اید ، در صورت نیاز مهارت های ارتباطی تان را قوی تر کنید و سپس در کنار همسرتان سعی کنید از طلاق عاطفی که به عقیده ی من بیماری خاموش زندگی زناشویی است

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر