نظر عمر در باره قرآن

در باره قرآن عمر شديداً به اين موضوع معتقد بود که قرآن به طور کامل جمع آوری نشده است. آياتی که به اعتقاد عمر در قرآن وجود داشته ولی در قرآن قرار نگرفت : 1)آيه رجم عمر اعتقاد داشت که در قرآن‏آيه رجم وجود داشته و اين آيه موقع جمع آورى قرآن از قلم افتاده است،لذا همواره‏مى‏كوشيد درج آن را به صحابه بپذيراند.به طورى كه قبلا ذكر شد هنگام جمع قرآن‏به وسيله زيد بن ثابت،عمر خواست نظر خود را به جمع بقبولاند و عبارت‏«الشيخ‏و الشيخة اذا زنيا فارجموهما البتة نكالا من الله و الله عزيز حكيم،پير مرد و پير زنى اگرزنا كردند آنان را سنگ سار كنيد.عقوبتى است از جانب خدا و خدا عزيز و حكيم‏است‏»را به عنوان آيه در قرآن قرار دهد.به طور معمول از وى شاهد طلبيدند اونتوانست‏شاهد بياورد،لذا پذيرفته نشد،ولى عمر پيوسته در اين انديشه بود كه برمردم عرضه كند و به گمان خود حجت را بر مردم تمام كند.در آخرين روزهاى‏حيات خود، بالاى منبر تاكيد نمود:«اى مردم!مبادا روز قيامت‏بگوييد عمر به مانگفت.خدايا شاهد باش كه گفتم و عرضه كردم ولى كسى آن را نپذيرفت‏» . 2. آيه رغبت: عمر،اعتقاد داشت كه در قرآن آيه‏اى با اين نام وجود داشته وساقط شده است.او مى‏گفت‏يكى از آياتى كه در قرآن مى‏خوانديم اين آيه بود:«ان‏لا ترغبوا عن آبائكم فانه كفر بكم ان ترغبوا عن آبائكم‏» 3. آيه جهاد: عمر هم چنين اعتقاد داشت كه اين عبارت آيه قرآنى بوده و از قرآن‏ساقط شده است:«ان جاهدوا كما جاهدتم اول مرة‏» . 4. آيه فراش: عمرهمواره اعتقاد داشت که آيه الولد للفراش و للعاهر الحج از آيات‏قرآنى بوده است 5. عدد حروف قرآن: عمر را می گفت که كه حروف قرآن 000/027/1است در صورتى كه عدد موجود بيش از 671/323 نيست.از وى روايت‏شده است:«قرآن داراى هزار هزار حرف و بيست و هفت هزار حرف است.هر كه‏قرآن را براى خدا و با صبر و حوصله بخواند،در مقابل هر حرف يك زوجه ازحور العين به او مى‏دهند» 6. عبد الله فرزند عمر چنين مى‏پنداشت كه بسيارى از آيه‏هاى قرآن از ميان رفته‏است.او چنين مى‏گفت:«كسى از شما نگويد كه تمامى قرآن را فرا گرفته‏ام،از كجامى‏داند تمامى قرآن كدام است؟در صورتى كه بسيارى از قرآن از ميان رفته است بلكه بايد بگويد آن چه هست فرا گرفته‏ام‏» . نظر عايشه در مورد قرآن : 1) در قرانی كه عايشه قبول داشت، آيه ای وجود داشت که در ساير قرآن ها موجود نبود و آن آيه اين است :ان الله و ملائكته يصلون على‏النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما و على الذين يصلون الصفوف‏الاولى‏».حميده دختر ابى يونس،خدمت گزار عايشه،مى‏گويد:«البته اين تا موقعى‏بود كه عثمان مصحف‏ها را تغيير نداده بود» . 2)عايشه اعتقاد داشت که در قرآن آيه‏اى بوده است كه مقدار شير خوارگى را كه‏موجب حرمت(رضعات محرمه)مى‏شود تعيين مى‏كرد،ولى موقع اشتغال به دفن‏پيامبر صلى الله عليه و آله گوسفندى وارد اتاق وى شده است و صفحاتى را كه مشتمل بر آيه‏رضعات بود جويده و خورده است!آن آيه ابتدا چنين بود:«عشر رضعات يحرمن‏» ولى بعدا با آيه‏«خمس رضعات يحرمن‏»نسخ شد.عايشه گويد:«موقع وفات‏پيامبر صلى الله عليه و آله اين دو آيه،جزء آيات قرآن تلاوت مى‏گرديد» . نظر ابو موسی اشعری در مورد قرآن: ابو موسى اشعرى، اعتقاد داشت که در قرآن سوره‏اى وجود داشته معادل سوره‏برائت و سوره ديگرى معادل سوره‏هاى‏«مسبحات‏»،كه اين سوره‏ها از قرآن ساقطشده و از بين رفته است.او مى‏گويد:فعلا يكى از آيات سوره معادل برائت را بياددارم:«لو كان لابن آدم و اديان من مال لابتغى واديا ثالثا و لا يملا جوف ابن آدم الاالتراب‏». نظر ابي ابن کعب در مورد قرآن : ابى بن كعب يکی از بزرگترين صحابه ها اعتقاد داشت که سوره احزاب‏كه فعلا داراى 73 آيه است،معادل سوره بقره بوده و حدود 286 آيه داشت‏».اين‏گفتار را به عايشه نيز تاييد کرده است .(عايشه از معدود حافظان کل قرآن در صدر اسلام بوده است ) نظر مالک ابن انس در مورد قرآن: مالك بن انس اعتقاد داشت كه بيش از يك چهارم از سوره برائت‏باقى نمانده‏است.او مى‏گويد:«اين سوره هم آورد سوره بقره بوده و از اول آن،مقدار زيادى‏افتاده اس ت و بسم الله الرحمان الرحيم نيز جزء آيات ساقط شده است‏»در اين زمينه‏روايات بسيارى وجود دارد . تحريف قرآن به روايت مورخين 1. محيى‏الدين ابن عربى(متوفاى 638)،صاحب كتاب‏«فتوحات مكيه‏»است.او بر اين باوربوده كه قرآن ست‏خوش تحريف گرديده،چيزهايى از آن كم شده است.گويد:«اگرنبود افراد ضعيف دل كه زود مى‏لغزند و اعتقادشان متزلزل مى‏شود و حكمت چنين‏كارى را مجاز نمى‏شمرد هر آينه روشن مى‏كردم تمامى آن چه را كه از مصحف‏عثمان ساقط شده است...» . 2. كتاب السقيفة منسوب به سليم بن قيس 3. كتاب قرائات احمد بن محمد سيارى 4. تفسير ابى الجارود 5. تفسير منسوب به على بن ابراهيم 6. كتاب استغاثة على بن احمد كوفى 7. كتاب احتجاج طبرسى 8. تفسير منسوب به امام حسن عسكرى 9. كتاب‏«دبستان المذاهب‏»كه در قرن يازدهم هجرى در فاصله(1040-1065)نوشته شده است. 10. کتاب «الفرقان‏»،توسط نويسنده مصری بنام ،محمد محمد عبد اللطيف معروف به ابن الخطيب،از علماى‏معروف مصر،نوشته شده است. نويسنده اين كتاب معتقد است علاوه بر تغييرات و تحريفاتى كه پيش از عثمان‏در قرآن رخ داده است پس از آن نيز،به دست‏حجاج در دوازده جاى قرآن تغييرات‏اساسى رخ داد و بر خلاف آن چه در زمان عثمان بوده،ثبت‏شده است.مثلامى‏گويد:در قصه نوح در سوره شعراء من المخرجين بود،و در قصه لوط من‏المرجومين ولى حجاج آن را تغيير داد و من المرجومين را در قصه نوح آورد و من‏المخرجين را در قصه لوط كه اكنون بر همين منوال است . 11. كتاب‏«منبع الحياة‏»(چاپ بغداد وبيروت) اثر سيدنعمت الله جزايرى(متوفاى 1112)که اين مساله را مورد بحث قرار داد و با دلايل چندى در صدد اثبات تحريف‏قرآن بر آمد 12. كتاب‏«فصل الخطاب‏» اثر حاجى نورى(متوفاى 1320) نکته : سيد جزايرى مى‏گويد: «روايات مستفيضه بلكه متواتره دلالت‏دارند كه قرآن دست‏خوش تحريف گرديده‏».اولين و عمده‏ترين روايتى را كه مورداستناد قرار مى‏دهد، كه از كتاب «احتجاج‏» نقل مى‏كند كه از امام علی پرسيده شد كه تناسب ميان صدر و ذيل اين آيه‏چيست و ان خفتم ان لاتقسطوا في اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى و ثلاث‏و رباع (نساء 4:3) ،و اگر در اجراى عدالت درباره اموال يتيمان[كه نزد شما سپرده شده]بيم‏ناكيد،پس هر چه از زنان كه شما را پسند افتاد،دو يا سه يا چهار به هم سرى ‏اختيار كنيد». آن گاه حضرت فرموده باشند كه بيش از يك سوم قرآن از اين آيه افتاده ‏است! يک نکته هميشه من را به فکر فرو می برد که چرا مسلمانان هميشه بشدت با هر آنچه که مخالف اعتقادات آنها باشد بطور قهرآميز برخورد می کنند و هر که بخواهد قرآن و ساير اعتقادات آنها را نقد کند او را با انگ های دشمنان اسلام و مزودوران بی دين و فاسد مذهب و... تهديد می کنند. و اگر فرد کمی در مورد نقد های خود جدی باشد و مسلمانان نتوانند جواب او را بدهند با نرور کردن و کشتن فرد منتقد ،نفد های او را با منطق خود جواب می دهند .اين موضوع از صدر اسلام رايج بوده است و هچنان ادامه دارد. ____________ منابع: صحيح بخارى-صحيح مسلم-مسند احمد-الدر المنثور-فتح البارى-تفسير ابن كثير- البرهان الاتقان -ميزان الاعتدال-منتخب كنز العمال

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر