سکس در اتوبوس (قسمت 3)

بعد از اینکه کمی حالم جا اومد پاشدم به قصد دستشوئی از اتاق رفتم بیرون . رفتم دستشوئی خودمو راست و ریست کردم و رفتم سروقت سمیرا . تو اتاقش منتظرم بود رفتم تو و در رو قفل کردم و نشستم رو تخت کنارش . اون زمان یه کمی دوستش داشتم لبم رو گذاشتم رو لباش و فقط قصد داشتم که عشق بازی کنم چون دیگه رمقی برای سکس برام نمونده بود . بغلش کردم و لبم رو رو لباش قفل کردم و به خودم فشارش دادم اونهم همین کار رو کرد و به من گفت که علی خیلی دوستت دارم تو اینهمه راه رو اومدی فقط برای اینکه منو ببینی معلومه که خیلی دوستم داری و میدونم سیزده چهارده ساعت نشستن تو اتوبوس چقدر سخته ولی تو این سختی رو به جون خریدی ( تو دلم گفتم که آره چقدر هم سخت گذشت و با چه مصیبتی کسه رو کردیم برا اولین بار ولی سختی شو می شه به جون خرید ارزششو داشت )چسبیدنمون زیاد طول کشید راستش تو همچین موقعیتی معمولا جناب کیر شق و ترق و آماده باش وامیستاد ولی بخاطر شیطونیی که کرده بود حال بلند شدن نداشت ولی سمیرا اینقدر منو به خودش فشار داد و لب گرفت و لب داد که آخرش سینه های سفتش که به بدنم فشرده میشد کیرم رو سر عقل آورد که الان وقت خوابیدن و استراحت کردن نیست . با هزار بد بختی بلند شد و از زیر شلوار گرم قلنبه واستاد و ادامه فشارهای سمیرا باعث شد که سمیرا هم از این موضوع باخبر بشه و یواش یواش دستش رو به سمتش ببره . راستش قبلا که با سمیرا برنامه داشتیم من اول پیشقدم میشدم و بعد کلی خایه مالی ( پاچه خواری ) -چون معمولا خانمها بیخایه ترین افرادین که من دیدم – راضیش میکردم که دستشو به کیرم برسونه و نوازشش کنه یا حتی اجازه بده سینه هاشو بمالم ولی در هر صورت اون زمان مثل الان راحت نبودن دختر پسرا معمولا یکی دو ساعت طول میکشید که به این برنامه ها رسید. بگذریم ..من هم که وقت رو مناسب دیدم بدون سوال و جواب شروع کردم به مالوندن سینه های سمیرا و حسابی سر و صداشو در آوردم سمیرا از اون تیپ دخترائی بود که اولش سرد شروع میکرد ولی وقتی که می افتاد رو غلطک دیگه ول کن ماجرا نبود و خیلی حشری میشد . وقت رو مناسب دیدم برای در آوردن تی شرتش که بلافاصله در کسری از ثانیه ! این کارو کردم و انداختمش رو تخت و شروع به خوردن سینه های خوشگلش کردم و اونهم دل رو داد به دریا و رفت تو حال و هول خودش منم که استاد لیسیدن بودم شروع به لیسیدن کردم و رسیدم به شکمش و بالای کسش یه کم اونجا معطل کردم تا بیشتر حشری بشه که همین طورهم شد برای در آوردن شلوار و شورتش که همیشه کلی مشکل داشتم خودش هم کمکم کرد و بعد از اون من تمام بدنش رو لیس زدم بغیر از کسش برای اینکه بیشتر تحریک بشه از فرق سرش تا نوک انگشت پاشو لیسیدم و این باعث میشد که بیشتر تشنه و بیقرار بشه و هی سرو صداشو بیشتر کنه بعد از اینکه نزدیک بیست دقیقه جلو و پشت بدنشو لیسیدم دیدم منو کنار زد و پیرهنمو درآورد و بلافاصله شلوار و شورتم رو هم خودم کشیدم پائین و دستش رو گذاشت رو کیرم که سرکش و سینه ستبر در مقابلش قد علم کرده بود و کمی مالوندش و منو آماده کرد و من از دستش کشیدم بیرون و سرم رو بردم لای پاش و شروع به لیسیدن و مکیدن کسش کردم خیلی حال میداد چنان داد و هواری راه انداخته بود که صداش ممکن بود پدر و مادرشو بیدار کنه و منهم مجبور شدم دستم رو بذارم تو دهنش که با گاز زدن دستم صداشو کم کنه که کمی بهتر شد . نزدیک پنج دقیقه به همین منوال ادامه دادم تا اینکه با چند بار شل و سفت شدن بدنش ارضا شد و منو کشید رو خودش و لبشو چسبوند رو لبم و محکم بغلم کرد در این موقغ جناب کیر در بهترین موقعیتی که میتونست باشه داشت جولون میداد یعنی بین دو پای سمیرا و دم کس خیسش که تازگی ارضا هم شده بود . یه کم حالش جا اومد و ازم تشکر کرد و گفت که خیلی دوستم داره و منهم شروع به مالوندن کیرم رو کس خیسش کردم . در این میان به من گفت که اگه مطمئن باشه باهاش ازدواج میکنم حاضره که اجازه بده که تو کسش بکنم و پردشو بردارم چون من همیشه بهش میگفتم که دوست دارم تو اولین دختری باشی که من تو کسش میکنم ولی من که دیگه طعم کس رو چشیده بودم زیاد رغبتی به کردن توی کسش و گرفتن و بدبختیهای زندگی و متاهل شدن رو نداشتم . گفتم که عزیز من ! از ازدواج صحبت نکن که الان نه موقعیتشو دارم نه پولشو ! نه شیر شتر میخوام نه دیدار عرب .ولی اون گفت که دوست دارم که منم همونجوری موقع ارضا شدن زیاد حال کردم همون حال رو هم به تو بدم و این میسرنمیشه مگر اینکه بکنی توش ولی من گفتم که نه اگه اجازه بدی از کون کردن رو امتحان بکنیم و اونهم گفت که اگه درد نداشته باشه اشکالی نداره . منم دست به کار شدم برش گردوندم رو تخت و یه بالش گذاشتم زیر شکمش و پاهاشو باز کردم و از آب کسش که هنوز لزج بود دور سوراخ کونش رو خوب ماساژ دادم و سر کیرم روهم تف زدم و یواش یواش گذاشتم لای کپلش و بهش گفتم که برای اینکه درد نکشه لای کپلشو واکنه با دو تا دستاش و خودشو سفت نگیره و منم خیلی آروم سرکیرم رو وارد سوراخ کونش کردم بیشتر از دو سه سانت توش نرفته بود که دیدم داره درد میکشه و ناراحته منم که دوست نداشتم بعد از اون حال بهش ضد حال بزنم بیشتر تو نکردم و همون اندازه که سرکیرم گرمای روحبخش کسش رو حس کرد شروع به عقب جلو کردن همون دو سه سانت کردم و بعد از چند تا تلنبه آبم اومد و ریختم لای کونش و با دستمال پاک کردم و بغلش کردم و چند دقیقه لب گرفتیم و باز هم از هم تشکر کردیم و گفتیم که همو دوست داریم و اونم باز قضیه ازدواج رو مطرح کرد که یهو فکری به سرم زد… این داستان ادامه دارد فقط به خاطر ستاره این قسمت رو امشب آماده کردم .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر