کیرکلفت و کس تپل

من کامرانم و میخوام یه خاطره دیگه براتون بنویسم
تقریبا 3 سال پیش بود و من با یکی از دوستانم به نام آرش با هم شریک بودیم و کار کامپیوتر میکردیم.این آقا آرش ما از اون آدمهای لانتوری اما بچه خوشگله.خلاصه یه روز گرم تابستان بود و 4 شنبه من در مغازه نشسته بودم که آرش هم اومد یکم کارامون رو رله کردیم سرمون که خلوت شد آرش گفت : راستی کامی دیشب داشتم میرفتم خونه سر راه 2 تا دختر سوار کردم و با هاشون دوست شدم بعد شم بردم در خونشون تو فرمانیه پیادشون کردم. قرار شده که زنگ بزنن. من هم به شوخی بر گشتم گفتم : بد بخت اسکولت کردن فقط تو براشون جنبه یه راننده آژانس و داشتی عمرن زنگ نزنن. اونم شاکی شد. من خندیدم و گفتم شوخی کردم ایشالا زنگ میزنن. فقط یادت باشه دوستش رو هم با من دوست کن.اونم گفت : حتما. این تو فکر خودمم بود. خلاصه مشتری اومد و دیگه نتونستیم حرف بزنیم. حوالی ظهر بود که تلفن زنگ زد و من گوشیو برداشتم:بفرمایید.- سلام ببخشید میتونم با آرش صحبت کنم ؟- بله حتما شما ؟- من الهه دوستش هستم- گوشی چند لحظه( اونطرف گوشی یه صدای ناز و مسخ کننده شنیده میشد عجب صدای نازی داشت یه مقدار هم با عشوه صحبت میکرد )گوشیو دادم آرش و گفتم : کونده این دیگه کیه؟گفت : نمی دونمخلاصه آرش شروع کرد صحبت کردن و من یه دفعه دیدم اینگار به آرش دنیا رو دادن نیشش تا بنا گوشش باز شد. من قشنگ میتونستم حس کنم که آرش حسابی خر کیف شده.بعد از حدود نیم ساعت تلفن رو قطع کرد و یه بیلخ اساسی به من نشون داد. گفت دیدی زنگ زد؟گفتم خوب زد که زد چه فایده ؟گفت: دیوونه برا فردا شب باهاش قرار گذاشتم. تو هم باید بیای.گفتم: من برای چی. بیام سر خر شم.گفت: با دوستش میاد دیگه. اسمش سمیراس. تقریبا 2 سال هم از تو کوچیکتره.منم کلی ذوق کردم و گفتم ایول.اونروز گذشت و قرار شد اگر بشه وقتی رفتیم سر قرار اونارو ببریم دفتر بابای آرش و اگر تونستیم یه حالی بکنیم.5 شنبه بعد از ظهر مغازه رو بستیم رفتیم در خونه آرش اینا.با هزار زحمت کلید دفتر رو از باباش گرفته بود و بالاخره سرو کلش با 2 تا قوطی ویسکی و کلیدها پیدا شدسوار شدیم و رفتیم سر قرار میدان توحید. ما که رسیدیم دختره هم داشت از یه آژانس پیاده میشد.آرش گفت: داش کامی نگاه کن ببین چی تور کردم.گفتم: پس اون یکی کجاس ؟ گفت : نمی دونمدختره اومد تو ماشین و بعد از معارفه آرش پرسید پس سمیرا کجاس ؟گفت که مهمون داشتن و نتونسته بیادمنم که حسابی خورد تو برجکم با زبون مطربی به آرش گفتم: پس من میرم خونه شما هم برید به عشق و حالتون برسید.آرش گفت : لوس نشو میریم یه مشروبی میخوریم بعد بروگفتم: باشه فقط چون نمی خوام ضد حال بزنم میامرفتیم سمت دفتر بابای آرش.اونجا که رسیدیم من رفتم یه کم خرت و پرت خرید مو رفتم تو دفتر.دیدم نشستن پهلوی هم و دارن حرف میزنن.خلاصه نشستیم و بساط و پهن کردیم.تو حال خودم بودم که با صدای آرش به خودم اومدمکامران چته حالا که چیزی نشده د فعه بعد سمیرا هم میاد با هم جمع میشیم حالا یه چند تا سلامتی آس بده حال کنیم منم که کونم سوخته بود پیکم رو گرفتم دستم و گفتم : میخوریم به سلامتی دیوار که هر مرد و نامردی روش میشاشه پیکمو که رفتم بالا یه دفعه به خودم اومدم دیدم الهه ترکیده از خنده آنقدر قشنگ میخندید که من و آرش هم با خنده های اون خند ید یم خلاصه یواش یواش داشتیم داغ میشدیم که الهه به آرش گفت : میتونم یه نخ گرس بزنم من که چارشاخ بریدم یه نگاهی به آرش کردم دیدم اونم بدش نمیاد و جواب مثبت داد من که اصلا از این چیزا خوشم نمیاد و فقط سیگار میکشم خلاصه یه سیگار برداشت و شروع کرد درست کردن و با هم شروع کردن کام زدن یه دفعه الهه رو به من کردو تعارف زد!یه نگاه بهش کردم که آرش زرد کرد وای به حال دختره آرش سریع توضیح داد که من اهل این چیزا نیستم و فقط با مشروب و سیگار حال میکنم.خلاصه بعد ازمدتی قرار شد که من برم و به آرش هم یه نگاهی کردم و تو دلم گفتم کوفتت بشه!خداحافظی کردم و اومدم تو حال شرکت گفتم یه دستشویی برم بعد برم از دستشویی که اومدم بیرون دیدم در اتاق بستس صدای آرش رو شنیدم میگفت بشین کامی بره برات برنامه دارم من هم یه آن یه فکری زد به سرم تا جلو در شرکت رفتم و در و بازو بسته کردم کفشهام رو هم از پام در آوردم گذاشتم کنار تو اون لحظه فقط فکرم این بود ببینم ارش میتونه کاری کنه یا نه ؟رفتم از سوراخ کلید تو اتاق و دید زدم دید م دارن با هم عشقبازی میکنن یه مدتی که گذشت دیدم الهه کیر آرشو از جاش کشید بیرون و شروع کرد به ساک زدن از صدای آرش میشد فهمید که الهه خانم تو کارشون استادن یواش یواش آرش شروع به لخت کردن الهه کردو شروع کرد به لیسیدن تمام بدن الهه از مغز سر تا کف پا بعد رفت سراغ اون کس خوشگلی که بهتون میگم از کجا خوشگلیش رو دیدمجفتشون حسابی حشری شده بودن یه دفعه الهه گفت : آرش کیر میخوامآرش هم گفت : کجات بزارم ؟گفت بزار تو کسمآرش گفت مگه اوپنی ؟الهه با سر جواب داد آره.آرش هم که اینگار تو کونش عروسی بود( اگر انگشتش میکردم شاید داماد کور میشد )سریع پوزیشنش رو درست کرد و مشغول حال دادن به کیر خودشو کس الهه شدتو این حین منم که حسابی حشری شده بودم یه فکر بکر کردم سریع لیدوکائینی که تدارک دیده بودم رو مالیدم به کیرم و داشتم استخاره میکردم که برم تو یا نه.از یه طرف الهه خیلی کس بود و نمیشد ازش گذشت از یه طرف هم با آرش دوست بودم نمیخواستم ضد حال بزنمتو 2 راهی بودم که صدای آرش رو شنیدم دیدم که ارضا شده و داره سعی میکنه الهه رو هم با دست ارضا کنهزدم دنده خریت و در و باز کردم و رفتم توجفتشون تا منو دیدن کپ کردن منم که زده بودم رو دنده پر رو بازی و دیگه راه برگشت هم نداشتم رفتم سمت الهه و آرش رو کشیدم اینورگفتم من ارضاش میکنم شما زحمت نکشخلاصه یکم با سرو سینه الهه ور رفتم تا از این جو حاکم بیاد بیرون آرش هم پاشد از اتاق رفت بیرون و جو یکم آروم شدرو کردم به الهه و گفتم : اگر اشکالی داره میتونم برمگلوش رو صاف کردو گفت : نمیدونم( البته اگر میگفت اشکال داره بازم میکردمش )خلاصه شروع کردم به عشقبازی و لیسیدنش داشت دوباره به اون حالت قبلش بر میگشت و دو باره حشری شده بود دیدم دستش اومد سمت کیرم و شروع کرد با هاش بازی کردنگفتم : میخوریش ؟با سر جواب داد آرهکیرم رو بردم جلو دهنشاونم شروع کرد به ساک زدنجای همتون خالی لا مصب چه قدر حرفه ای این کارو میکرد یه کم که گذشت خوابوندمش و خودم رفتم روش پاهاشو باز کرد و من هم اروم اروم سر کیرم رو روانه کسش کردم وقتی به آخرش رسیدم دیدم داره نگام میکنه گفتم : چیه ؟ بزرگه ؟گفت آره از برای آرش هم بزرگترهگفتم حال میکنی ؟گفت : خیلیگفتم : قشنگ پرت کرده ؟گفت : آره دارم حال میکنمگفتم : حالشو ببرشروع کردم به تلمبه زدنجاتون خالی عجب کسی داشت عین جارو برقی مکنده بود و عین شومینه داغ یه چند دقیقه ای که گذشت پا هاش رو دادم بالا به هم چسبوندم کسش از اون وسط زد بیرون شروع کردم به تلمبه زدن دیگه داشت رو آسمونها پرواز میکرد یه دفعه دیدم یه لرزش تو بدنش افتاد و سست شد فهمیدم که پریده ولی من هنوز تا ارضاشد نم زیاد مونده بود برش گردوندم و از پشت گذاشتم تو کسش همونطور که داشتم تلمبه میزدم شروع کردم با سوراخ کونش بازی کردن عجب کونی بود لا مصب سفت و خوش فرم و کیر شکن یه کم که گذشت اومدم انگشتم رو بکنم تو سوراخش با دستش دستم و زد کنار زدم رو دستش و گفتم حا لا که داری حال میدی پس ضد حال نزن گفت آخه تا حالا از عقب ندادم گفتم خوب حالا میدی عیبی نداره که گفت : آخه درد داره.گفتم تو که از عقب ندادی پس از کجا میدونی درد داره دیگه چیزی نگفت یواش یواش انگشت دوم رو هم اضافه کردم و بعدش هم سر کیرم رو گذاشتم دم سوراخش گفتم : شاید درد داشته باشه ولی به حالی که میکنی میارزه آروم سر کیرم رو فشار دادم تو لعنتی نمیرفت یه تف توپول انداختم رو کیرم و یه دونه هم در سوراخش و دوباره سعی کردم کلاهکش که وارد شد کونشو سفت کرد یه سیلی زدم به کپلش تا شل کنهگفت درد داره.گفتم چند ثانیه تحمل کن دوباره یه کم دیگه پیشروی کردم و بهش وقت دادم تا استراحت کنه بعد از مدتی تمام کیر 27 سانتی من داخلش بود یواش یواش شروع کردم به تلمبه زدن نمیدونید چه حالی میداد فکر نکمنم بیشتر از 2 یا 3 بار کیر رفته بود تو کونش ( خوش به حال اون کسی که افتتاح کرده بود )بعد از چند دقیقه تلمبه زدن دیدم که صداش دوباره رفت هوا دوباره داشت ارضا میشد منهم تندتر تلمبه میزدم اونهم مدام میگفت : آهان اینجوری خوبه دوست دارم جرم بده دارم حال میکنم این حرفها بیشتر تحریکم میکرد دیگه من هم داشتم ارضا میشدم دیدم لرزه افتاد رو تنش تو همون حین من هم ارضا شدم و همونجا خالی شدم دیگه رمق نداشتیم تکو ن بخوریم همونجا یه لب اساسی ازش گرفتم که واقعا مکمل اون سکس زیبا بود هر دومون راضی بودیم چون با هم دیگه و هم زمان ارضا شدیم بعد از چند دقیقه دیدم آرش اومد تو اتاق گفت بچه ها دیر شده گفتم : بریم رفتیم الهه رو بردیم دم خونشون و من با آرش رفتیم فری کثافت توخ خرمشهر تا یه غذای خفن بخوریمبه آرش گفتم : آرش اگه از دستم ناراحتی بگو گفت : نه ناراحت نیستم اما خوب تیکه ای رو پر دادی گفتم : فکر نکنم بپره گفت : نمی دونم شایدوقتی رسیدم خونه یه دوش گرفتم و میخواستم یه قهوه درست کنم بخورم دیدم که تلفن زنگ زد برداشتم آرش بود میگفت که الهه زنگ زده و بابت همه چی تشکر کرده و گفته که خیلی حال کرده من هم خیالم راحت شد که حد اقل دختر نپریده بعد از اون من و آرش و الهه در حدود 7 ماه هفته ای دو بار با هم سکس داشتیم البته من هم با سمیرا دوست شدم اما نذاشتم آرش بکندش امیدوارم خوشتون اومده باشه اوچیکه همه شما !========توضیح ادمین: به داستان دست نزدم ولی مصرف سیگار و مواد مخدر به شدت ضرر داره و شدیدا قوای جنسی رو کم میکنه اگه میخواید زندگی خوب و سکس باحال داشته باشید ورزش کنید و طرف دود و دم و مواد مخدر نرید!قربون همتون

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر