داستان خفن با مادر و دخترش

اسم من رضا ست يه وقت فكر نكنيد بي غيرتم ولي اين ماجرا واقعيت داره.هفته ي پيش بابام نبود رفته بود ماموريت ، من و خواهرم و مامانم رفتيم مهموني مهموني يكي از دوستاي مامانم بود.وقتي رسيديم بعد از سلام و احوالپرسي مامانم و خواهرم رفتن تو يه اتاق تا لباساشونو عوض كنن وقتي اومدن بيرون مامانم يه جوراب سفيد نازك بلند پوشيده بود با يه دامن كوتاه سياه كه به اندازه ي يه وجب تا بالاي زانوش بود. يه پيراهن سفيد حرير هم پوشيده بود كه زيرش معلوم بود و كرست سفيد مامانم معلوم بود. خواهرم يه شلوار برمودايي تنگ پوشيده بود از اينا كه پاچش تا زير زانوش بود با يه تاپ و بدون كرست كه سر سينه هاش معلوم بود . در ضمن بگم كه خواهرم 20 ومامانم 38 سالشه ولي خيلي جوون مونده. كم كم مهموني خيلي شلوغ شد. كلي پسر و دختر اومده بودن . مامانم با چند تا از اين پسرها حرف ميزد و ميخنديد. خواهرم با يه دختر و 2تا پسر ديگه تو اتاق ورق بازي ميكردن، وسط هاي مهموني بود كه ديدم خواهرم ميگه من ميرم بيرون. بدون اينكه لباساشو عوض كنه مانتوشو پوشيد و روسريشو انداخت رو سرش ، رفت. مانتوش هم از اين مانتو نازك ها هست كه پوشيده بود.اينو بگم كه اون فقط تو مهموني ها اين مانتو رو مي پوشيد. بعد از شام ديدم هنوز نيومده. گفتم برم ببينم كجاست رفتم ديدم يه صداي جيغ از بالا مياد. مشكوك شدم رفتم بالا. خونه ي دوست مامانم سه طبقه بودو یکی از طبقه هاش خالي بود.ديدم لاي در بازه.آروم درو باز كردم كه صدا نده رفتم تو باور نمي كردم. ديدم 3 تاپسر هم زمان داشتن با خواهرم حال ميكردن.خواهرم نشسته بود روکیر يكي ، اون يكي هم كيرشو كرده بود تو كونش ، سومي هم داشت با ساك زدن خواهرم حال ميكرد.تا حالا نمي دونستم خواهرم اوپنه .ديدم اينجوري خيلي بده. اين پسرها هم هي حرفاي ركيك ميزدن منم ديگه داشتم ميتركيدم ولي نمي دونستم چيكار كنم. پسرها هي ميگفتن جرت ميدم. قربون سينه هاي اون مادري كه به تو شير داده.خواهرم هم مثل كسايي كه حشري شدن داشت ميگفت جووووووون منو بگا! سري اومدم پايين و به روم نياوردم. ديدم مامانم مسته مسته و چون نمي فهمه پاهاش باز شده و شورتش معلومه. يه شورت سفيد توري كه كسش از زير معلومه. ديگه موندن و جايز نديدم و اومدم بيرون. ساعت 11 شب بود برگشتم ديدم جفتشون مستن و دست مردا و پسرها هم بيكار نبود. همش لاي پاها و سينه هاي اونا بود. همينكه منو ديدن خودشونو جمع و جور كردن.شب كه اومدم خونه خواهرم به مامانم ميگفت مامان چقدر آب خوردي؟ من سه تا، مامانم گفت منم دو تا ، خوب شد رضا نفهميد. نيمه شب گذشته بود اومدم آب بخورم ديدم هر دو لخت تو بغل هم خوابيدن

۱۱ نظر:

  1. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
  2. خانمهایی دوست دارن کیر توکوسشون بره بزنگن
    ۰۹۳۹۳۶۳۱۲۹۸

    پاسخحذف
  3. خانمهایی دوست دارن کیر توکوسشون بره بزنگن
    ۰۹۳۹۳۶۳۱۲۹۸

    پاسخحذف
  4. خانمهایی دوست دارن کیر توکوسشون بره بزنگن
    ۰۹۳۹۳۶۳۱۲۹۸

    پاسخحذف
  5. هر کس دوست داره‌خوب بکنمش زنگ بزنه
    ۰۹۳۹۳۶۳۱۲۹۸

    پاسخحذف
  6. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
  7. سلام خانمهای سکسی و هات با من تماس بگیرید 09129323925

    پاسخحذف
  8. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف