سکس با خواهر زن

من کیان 29ساله از شاهین شهر هستم فکر کنم بیشترتون بدونین کجاست؟ (بخاطر کوسای ناپی که داره میگم دیگه). بزارین از خانواده خانمم بگم خانمم 6 تا خواهر داره (یکی از یکی خوشکلتر خوش تیپ تر) 5تا از خواهر خانومام متاهل هستن ویکی شون مجرد. دو تاشون توی شاهین شهرند. یکیشون کرمان. سه تای دیگه شون توی شیراز (زادگاه اصلیشون) من سال 85 ازدواج کردم. زنم بسیار زن خوبی هست. فقط خیلی مذهبی هست. هیچی کم نداره فقط تنها مشکلش اینه که اگه یه شب بده شب بعد اصلا هیچ میلی نداره اگه بخواد یه کوسی بده... ولش کن دوستش دارم. من در پتروشیمی جم مشغول کارم. خلاصه پارسال توی یکی از روزا یکی از خواهر زنای شاهین شهرم زنگ زد(شوهرش بندر امام کار میکنه، یه پسر خوشکل 1ساله داره،27سالش هم هست) گفت:سلام کیان من کارت شارژ همراه اولمو نمیدونم چه جوری شارژ کنم. من گفتم: آناهیتا خانم روی کارتاش قشنگ توضیح داده چرا نمیتونید. گفت همه اینا رو که گفته میزنم آخرش چکارکنم. گفتم بابا جون اوکی بزن دیگه. گفت باشه. گفتم اگه شد یه خبر بده که ببینم چکار کردی؟ دو دقیقه بعد برام مسیج زد دستت درد نکنه. آقاازاون روز دیگه همیشه با هم مسیج بازی میکردیم. البته ما هیچ حسابی با هم نداشتیم. خیلی هم با هم سر وسنگین بودیم. تا یه روز که فرداش من میخواستم بیام شاهین شهر مسیج زد گفت فردا راه میوفتی. جواب دادم آره. گفت : آخی خوشحالی.؟گفتم آره خیلی دارم میام پیش زنم میدونی چند وقته نیومدم. اونم چند تا علامت سوال وتعجب فرستاد. نمیدونم چرا یه مرتبه نوشتم براش میدونم بهم خیلی خوش میگذره. درجا جواب داد چرا؟ گفتم خوب پیش زنمو وبا هم...(قلبم داشت وایمیساد این مسیجو براش فرستادم باهاش هیچ حسابی نداشتم) درجا جواب داد پیش زنت وچی؟ بگو. فهمیدم حشرش زده بالا منم زدم به رگ بی خیالی نوشتم بیام بکنمش دیگه. درجا جواب داد خیلی رکی مواظب خواهرم باش اذیتش نکن خداحافظ. من دیگه حشرم زده بودبالا همش تو فکر آناهیتا بودم. یه ساعت بعد یه فکری زد به سرمو بهش مسیج زدم آناهیتا من چند سوال دارم. درجا جواب داد چی(معلوم بود منتظربود مسیج بزنم) گفتم بی ادبی ناراحت نمیشی. گفت بگو بابا ما خواهر برادریم راحت باش. بهش گفتم:من توی سکس با آتنا (زن گلم) مشکل دارم نمیتونم ارضاش کنم (هرچیزی یه راهی داره بچه ها) گفت آخی بعد چندین راه پیشنهاد کرد من هم چون میخواستم حشریش کنم اینقدر پیچوندمش از کیرو کوس و کردن گفتم که آخرش نوشت: کیان بسه من حالم بد شد دیگه... من جواب دادم پس اومدم شاهین شهر یه موقعیت جور کن که قشنگ برام توضیح بدی. من نمیخوام آتنا از دستم دلخور باشه. گفت حتما اومدی قشنگ برات توضیح میدم تا از سکس با زنت لذت ببری. اومدم شاهین شهر اینقدر حشری بودم که شب اول دودست (با التماس) آتنا رو کردم. فردا بعد ظهرش دیدم آتنا گفت کیان آناهیتا زنگ زده آیفونش خراب شده برو واسش درستش کن وشام بیارش اینجا (آتنا به من خیلی اعتماد داره) منم گفتم چشم قربان.تا از خونه بیرون زدم بی اختیار مسیج زدم به آناهیتا نوشتم : یه تاپ بپوش ودامن کوتاه دارم میام. درجا جواب داد واسه چی بپوشم نمیخواد بیای بی شعور. گفتم بابا شوخی کردم برادر خواهر نمیتونن با هم شوخی کنن. تا رسیدم دیدم یه گرم کن وپیراهن گشاد پوشید. کپ کردم. سلام گفتم بهش گفتم آیفون که درسته.(آقا دیگه گفت و گفتم نمی نویسم خسته شدم آ:آناهیتا م:من) آ: خواب آره مگه نمیخوای برات توضیح بدم. خودت گفتی. م:دستت درد نکنه آ: خوب بشین زود توضیح بدم بریم م: چشم. آ: باید اول نازش کنی قربونش بری سراغ چیز اصلی نری. م: نه آقا اینجوری نه قشنگ توضیح بده. فکرکن الان علی میخواد تو رو بکنه قشنگ از اولش توضیح بده بدون سانسور. آ: چه بی شعوری باشه. اول برو تو حموم یه جق بزن. بعد بیا روی مبل قشنگ بمالونش باسینه هاش ور برو لبشو بخور با رونش بازی کن وقتی دیدی نفساش بلند شد با خوشرویی دعوتش کن بیاد روی تخت بعد لباساشو در بیار پشت گردنشو بخور انگشت بکن تو کوسش. آناهیتا همین جور میگفت نفساش بلند تر میشد. منم کیرم سیخ سیخ شده بود. م:ببخشید وسط حرفات ، چقدر خونتون گرمه میتونم برم تو اتاق لباسامو عوض کنم آ: برو عزیزم منم یه شربت بیارم م: تو گرمت نیست آ:برو دیگه. رفتم تو اتاق داشتم میترکیدم پیش خودم گفتم بدبخت خیال کرده ما ببو گلابی هستیم مطمئن باش جرت میدم. داد زدم :خیلی گرمه میشه با شرت بیام آ: چکارت کنم دیگه راحت باش. فقط با یه شرت لخت لخت اومدم توی حال. تا منو دید گفت :دیگه خیلی راحت شدیا یه نگاهی به کیر شق شدم کرد گفت بیا شربت بخور رفتم دقیقا کنارش نشستم رونمو پاهامو چسبوندم به رونش. آ:برو یکم اونورتر. م:تعریف کن بابا بی خیال آ:بزار قاشق بیارم شربتو هم بزنیم وقتی برگشت دیدم به به دو تا از دکمه های پیرهنشو باز کرده سوتین ساتن ابری سبز خوشکلش با خط سینه هاش معلومه. پیش خودمو گفتم دیگه وقتشه باید کرد. اومد روبروم به خط سینه هاش خیره شدم جوری که خودش متوجه بشه آ: چی رو نگاه میکنی م:خط سینه هات با سوتین خوشکلت آ:بی شعور نشو گرمم شده م:بیا بشین کنارم آ:بسه دیگه. بلند شدم رفتم کنارش دست انداختم دور گردنش آ: دستتو بردار. م:بقیه اش بگو باکلاس باش وراحت. یه اخمی کرد و گفت خوب برو سراغ کوسش چوچول بالای خط کوسشو شروع کن به خوردن. داشت میگفت که من یواش یواش دستم رفت توی پیراهنش هیچی نمیگفت. از روی سوتین ساتنش سینه هاشو میمالیدم چه سینه هایی باید میدید تا بفهمین سینه اناری چی هست. دیدم دیگه اصلا تعریف نمیکنه. فقط کارای منو تعقیب میکنه من سوتینشو زیر پیراهن زدم بالا نوک سینه های خوشکلشو گرفتم دیدم چشماشو کامل بست. دستمو در آوردم بادودست پیراهنشو جر دادم تمام دکمه هاش کنده شد. خیلی خیلی حشری شده بودم اون یه کلام حرف نمیزد. دو تا گردی سوتینشو گرفتم با قدرت فشار دادم طرف پایین اونم پاره شد. باز هیچی نگفت معلوم بود با سکس خشن کاملا موافق هست(بر عکس آتنا) سینه هاشو گرفتم تو دهنم شروع کردم به خوردن نوک و زیر سینه هاش از روی حشر هی بهش میگفتم: کس کش همه اینا رو خودم بلد بودم فقط میخواستم جرت بدم یواش از روی خجالت وشهوت گفت : خودم میدونستم تو استادی. شلوارشو کندم یه شورت سکسی زرد رنگ پوشیده بود. معلوم بود خودشو برای سکس آماده کرده بود چون تمام بدنشو تراشیده بود صاف صاف بود مثل اتوبان تهران قم. شرتش از این خطیا بود که زنا تو فیلم سوپر میپوشن. بالا و پایین شرتشو گرفتم شروع کردم به مالیدنش روی خط کوسش. دیدم دیگه آخ واوخش در اومد با قدرت تمام شرتو پاره کردم با کله افتادم روی کوسش دیگه دیوونه شده بود هی میگفت: کیان من کیر میخوام من کیر میخوام ترا خدا بابا من کیر میخوام. جونم براتون بگه بهش گفتم بلند شو بریم جلو ی میز توالت توی راه اتاق خواب شرتمو در آوردم. بهش گفتم دستاتو بزار روی میز مثل سگ خم شو از پشت کیرمو گذاشتم توی کوسش اوف کوره آجر پزی بود شروع کردم به تلمبه زدن اون هیچی نمیگفت فقط آه اوه میکرد. بعد از5دقیقه گفتم بسه بیا برام ساک بزن بازم هیچی نگفت فقط 587;ریع برگشت نشست جلوی کیرم تا آخر کرد توی دهنش این کاررو خوب بلد بودو اینقدر که من داشتم دیوونه میشده آخر طاقت نیاوردم موهاشو سفت گرفتم تند تند کیرمو تو دهنش عقب جلو میکردم چشماش داشت از حلقه میزد بیرون ولی بازم اصلا مخالفت نمیکرد. دیگه داشت آبم میومد که کیرمو در آوردم ریختم روی صورتش صورتشو هی میمالوند به کلاهک کیرم. بدون اینکه نظری ازش بخوام دوباره موهاشو گرفتم کیرم کردم تو دهنش گفتم بخورش برام شقش کن. بعد دو سه دقیقه دوباره شق شد.گفتم: برو دوباره برگرد جلوی آیینه میز توالت وایسا.روغن مو رو برداشتم زدم سر کیرم اومدم بزنم لای سوراخ کونش گفت:آقا چکار میکنی ازکون نه من تا الان از کون ندادم تراخدا. من گفتم:به بالاخره آناهیتا خانم حرف زد.ساکت باش بابا اون حالی که کون میده هیچ جای بدن نمیده بهت ثابت میکنم. آقا اون لای پاشو سفت کرده بود که من عصبانی دو تا کف دستی محکم روی باسنش زدم (بعدش گفت تا یه هفته جاش مونده بود) ترسید دید عصبانی شدم کونشو شل کرد. یه دو دقیقه ای با کلاهک کیرم سوراخ کونشو گشاد کردم یه مرتبه تمام کیرمو کردم داخل کونش چنان جیغی با گریه زد که امیر پسرکوچولوش از خواب بیدار شد(گناه داشت چون بالای سوراخ کونش از فشار زیاد زخم شد خون اومد) تا یه دقیقه اول که تلمبه میزدم فقط گریه میکرد ولی دیدم یواش یواش تبدیل به آه و اوه شد تا جایی که خودشم در تلمبه زدن کمک میکرد وسرعتشو زیاد میکرد از طرف دیگر هم با دستم کوسشو سینه هاشو میمالیدم تا دیدم دستم که روی کوسش هست کامل کامل خیس شد فهمیدم دیگه ارضاء شده من هم دیگه شلش کردم آبمو ریختم توی کونش که اون هی کونشو تاب میداد با آب کیرم توی کونش بازی میکرد. رفتیم دوش گرفتیمو اومدیم بیرون اون گفت دستت درد نکنه ولی هم تمام لباسامو پاره کردی هم کونمو پاره کردی وخون آوردی. گفتم بی خیال عادت میکنی. خندیدو یه لب ازم گرفت. توی راه خونه من بهش گفتم پس چرا توی سکس هیچی نمیگی گفت من عادتم همینه.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر